محمد بن علي بن سليمان الراوندي

55

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى )

خواست كه پىروى زين الدّين كنذ ، جزوى از كلّى دريافته است و اگر بسبب فتور و تشويش و باران محنت در عراق از بعضى مقاصد و مراد بازمانذ در دولت خذاوند عالم سلطان بنى آدم غياث الدّنيا و الدّين ابو الفتح كيخسرو بن السّلطان قلج ارسلان خلّد اللّه ظلّ دولته به همه مرادها برسذ و بيمن اقبال او در سايهء دولتش پرورش يابذ ، و در خطّهء روم نشر فضايلى كه اهل خوراسان و عراق از خويشان كسب كرده‌اند بكنذ ، و بدولت پاذشاه عادل احياى دانش درين ديار بباشذ ، و چنان سازذ كه آثار دانش اهل روم چنانك در ما تقدّم بوذه است بجملهء جهان برسذ ، شعر : انّ آثارنا تدلّ علينا * فانظروا بعدنا الى الاثار و علم فقه و خلاف و لغت عرب و خطّ و ادب و شعر پارسى و تازى درين طرف متداول السنهء ايشان شوذ ، و چنانك مشايخ و استاذان دعاگوى در همذان چون خواجه امام شيخ الاسلام فخر الدّين البلخى و خواجه امام قطب الاسلام صفىّ الدّين الاصفهانى و بهاء الدّين اليزدى و غيرهم رحمهم اللّه و ديگر ايمّهء كبار در ممالك عراقين و طرف خوراسان از تربيت سلاطين آل سلجوق و بندگانشان مذكور و منظور جهانيان شذند اين داعى نيز غرس دولت سلطان قاهر شوذ و مدّت اين دولت كه بتاييد و تاييد متّصل باذ دعاگوى باشذ ، و بركات تعليم و تعلّم و افادت و استفادت او بروزگار دولت پاذشاه برسذ ، و آنچ اسلاف ماضيه و اخلاف باقيهء دعاگوى دم و قدم زذه‌اند در دولت سلاطين آل f . 25 a سلجوق رحم اللّه الماضين منهم و ابقى الباقين و ثمرهء نعمت و حرمت حاصل كرده اعقاب اين دعاگوى از دولت سلطان قاهر عقبا بعد عقب حاصل كنند ، و اگرچه تا اين غايت داعى را داعيهء هنر ورزيدن و شعر بغايت گفتن نبوذ از فرّ چنين شهريارى و جهاندارى ابكار افكار را جلوه توان داذ كه هم لطافت صورت دارذ و هم كثافت صلت كه مهيّج داعيه